احمد خامه يار

35

قنبر غلام على ( ع ) ( فارسى )

پس هركدام ولايت ما را پذيرفته پاك و پيراسته و گوارا گشت ، و هركدام آنها ، ولايت ما را نپذيرفت ، ناپاك و نامرغوب و گنديده شد . « 1 » در مناقب ابن شهرآشوب نيز به نقل از قنبر ، چنين روايت شده است : روزى با اميرمؤمنان ( ع ) در ساحل رود فرات بودم . امام ( ع ) پيراهن خود را كند و وارد آب شد . موجى برآمد و پيراهن را برد . امام ( ع ) از رودخانه بيرون آمد و پيراهن را نيافت و براى همين ، بسيار غمگين شد . در اين حال ، هاتف غيبى نداد داد : « يا ابا الحسن ! به سمت راست خود بنگر و آنچه را مىيابى بردار » ! امام لنگى را ديد كه ميانش يك پيراهن بود . آن را برداشت و به تن كرد . از لاى آن ، نوشته‌اى بيرون افتاد كه بر آن نوشته شده بود : هديه‌اى از خداوندِ عزيزِ حكيم به على بن ابىطالب و اين پيراهن هارون بن عمران ، [ برادر موسى ( ع ) ] است . ( وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ ) ( دخان : 28 ) . « 2 » پيش‌تر نيز روايت را از قنبر نقل كرديم كه شمعون وصى عيسى ( ع ) ، در صفين به نزد امام على ( ع ) آمد و به ايشان سلام داد و خواص اصحاب ايشان نيز وى را مشاهده كردند . « 3 »

--> ( 1 ) . الاختصاص ، ص 249 . ( 2 ) . مناقب آل ابىطالب ، ج 2 ، ص 261 . ( 3 ) . مناقب الامام اميرالمؤمنين على بن ابىطالب ( ع ) ، ج 1 ، ص 172 .